محمد صالح الحسينى الترمذى ( كشفي )
396
مناقب مرتضوى ( فارسي )
و از سر كشتن باقى يهود درگذشت و همهء اهل اسلام از قلاع خيبر اموال موفور و اجناس غير محصور و بردهء بسيار و مواشى بىشمار غنيمت گرفتند . از آن جمله در حصن « قموص » هفتصد جوشن و چهارصد شمشير و هزار نيزه و پانصد كمان يافتند و از آن غنايم خمس به حضرت مقدس نبوى اختصاص پذيرفت و تتمّه ميان مسلمانان تقسيم يافت و صفيه دختر حىّ اخطب زوجهء كنانه در سهم دحيه كلبى افتاد . رسول عوض آن چيزى به دحيه عنايت كرده صفيه را بعد از انقضاى مدت در حبالهء نكاح آورده به وقت مراجعت از خيبر در منزل صهبا با وى زفاف نمود . و به روايت روضة الاحباب آن سرور به دحيهء كلبى وعده فرموده بود كه جاريهاى از سباياى خيبر به دو دهد . بنابراين آمده گفت : وقت آن است كه ايفاى به وعده فرمايى . فرمود : هركدام خواهى بگير . دحيه صفيه را اختيار كرد و به عرض رسانيد كه صفيه از نسل هارون برادر موسى است ؛ سزاوار نيست غير از تو . آن سرور او را طلب نموده ، دحيه را عوض مرحمت فرمود . به روايتى دختر عم صفيه را به دحيه داد و او را آزاد كرد و عتق وى را صداق وى ساخت و صبر فرمود تا مدت استبراى صفيه منقضى شد و در منزل مذكور با او زفاف نمود . روز فتح خيبر جعفر بن ابى طالب و زوجهء او اسماء بنت عميس و شش نفر از اشعرين كه ابو موسى اشعرى از آن جمله بود ، از جانب حبشه كه به جهت تجارت رفته بودند به ملازمت خير البشر رسيدند . آن سرور جعفر را ديد ، منبسط گشته فرمود : نمىدانم به وقوع كدام يك از اين دو امر شادمانتر باشم ؛ به قدوم جعفر يا به فتح خيبر . و به جعفر و رفقاى او از غنايم خيبر حصّهاى ارزانى داشت . نقل است كه : چون آن سرور به نواحى خيبر رسيد ، محيضة بن مسعود را به جانب فدك فرستاد كه اهل آن موضع را به اسلام دعوت كند . اهل فدك اول جوابهاى درشت گفتند . بعد از استماع فتح قلاع خيبر ، يكى از رؤساى خود را براى مصالحه فرستاده مقرر نمودند كه نصف اراضى ايشان به واليان رسول متعلق باشد . و در مقصد اقصى مسطور است كه : « به سوى فدك امير المؤمنين را فرستاد و مصالحه به دست امير واقع شد . پس جبرئيل آمد و گفت : حق سبحانه مىفرمايد : « حوايطه فدك . » و آنچه در او حق اللّه و حق الرّسول است به فاطمه و حسنين بده . سرور انبيا سيّدة النّساء فاطمهء زهرا - عليها التحية و الثناء - را طلب نموده ، حجتى نوشته داد و آن وثيقه را بعد از فوت رسول پيش ابو بكر آورده گفت : اين حجتى است كه رسول خدا از براى من و حسنين نوشته بود . » منقبت : در روضة الصفاء و حبيب السّير و معارج النّبوّة مسطور است كه : « راويان اخبار خير البشر ، در كتب معتبرهء سير غزوهء حنين را چنين مرقوم خامهء صحت اثر گردانيدهاند كه در سال هشتم